صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

284

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) در ميان اسيران ، سهيل پسر عمرو ، سخنورى توانا بود [ كه مكرز بن حفص براى اداى فديهء او به مدينه آمد . ] عمر - رض - گفت : اى پيامبر [ اجازه بده ] دو دندان جلوى او را بكشم تا زبانش عليه تو كند شود و ديگر در هيچ جايى بر ضد تو سخن نگويد . اما پيامبر اين درخواست را رد نمود تا از مثله كردن سهيل خوددارى نمايد و از كيفر روز قيامت نيز در امان باشد . سعد پسر نعمان ، جهت اداى مراسم عمره به مكه رفت . ابو سفيان او را زندانى كرد . در آن هنگام نيز عمرو پسر ابو سفيان اسير بود . مسلمانان ، عمرو را رها كردند تا او راه را بر سعد بازگذاشت و به مدينه برگشت . ( 2 ) قرآن از نبرد بدر سخن مىگويد سورهء انفال در حول و حوش اين نبرد نازل شد . اين سوره - در صورت صحّت تعبير - براى اين نبرد ، تعليق ( منشور ) و تبيين الهى است و با تعاليق و بيانات شاهان و فرماندهان فاتح ، فرق فراوان دارد . خداوند پيش از هر چيز ، توجه مسلمانان بدر را به كوتاهىها و خودستايىهاى اخلاقى كه هنوز در وجودشان مانده بود و بروز مىكرد ، جلب مىكند تا بينش خود را توسعه دهند و به كمال برسانند و از آن خودبينىها و ادّعاها پاكيزه گردند و به درآيند و تزكيه شوند . قرآن از كمكهاى بىدريغ و نهانى خداوند هستى به مؤمنان ، سخن مىگويد و از آفريدگار توانا ستايش مىكند و يادآور مىشود كه به مردانگى و دلاورى خويش فريب نخورند و غرور و خودپسندى آنان را در بر نگيرد و بر خدا توكل كنند و از بارگاه بىمثال او و پيام آورش دستور بگيرند و فرمان ببرند . ( 3 ) قرآن ، اهداف و نيّات محكم را كه پيامبر به همين منظور در اين نبرد خونين و هولناك درگير شد ، براى مؤمنان بيان داشت و آنان را به سوى صفات و منشى كه سبب پيروزى در جنگ شد ، راهنمايى كرد . قرآن ، مشركان ، منافقان ، يهود و اسراى جنگ را خيلى روشن پند مىدهد و آنان را به سوى خدا و پايبند بودن به آن راه هدايت مىكند و اساس و اصول موضوع غنايم را براى مسلمانان ، قانونمند كرد و از قوانين صلح و جنگ ، آن چه را پس از گرويدن به اسلام به آن